كیان عزیزم
ای كاش لایق مهربانی هایت باشم....

كارهایت مرا یاد خدا می اندازد. خدایی كه مهربان است و همیشه مرا به یاد دارد. اما من گاهی از یاد می برم كه او اینجاست و كنار ماست.

تو همانند خدایی چون می دانم كه بدون چشمداشت دوستم داری
وقتی حسادت می كنم و تو می خندی .....
وقتی لجاجت می كنم و صبر می كنی ....
در عصبانیت هایم كه نوازشم می كنی ......
...
همیشه دوستم داری
دوستت دارم

تو همانند خدایی چون بدون چشمداشت می بخشی...
بدون خواهش از تقصیرم می گذری ....

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 تیر 1388    | توسط: ایمانا    | طبقه بندی: حرف های تنهایی،     |
نظرات()